عبد الهادي بن محمد بن محمود بن ابراهيم مراغى
53
منافع حيوان ( فارسى )
و عيسى بن على در كتاب خود ياد كرده است كه خون مردم در اناى سفال كنند و سرش محكم بگيرند و چهل روز بگذارند ، بعد از آن سرش را باز كنند بر مثال صورت مردم شده باشد بردارند و در آرد جو نهند ، هفت روز زنده باشد ، بعد از هفت روز بكشند ، و آن خون با شراب به كسى دهند يا از نر يا از ماده بر آن كس كه ساقى تا شيفته و حيران شوند . خون مردم [ 8 ر ] تا بخورد آن زن بر آن مرد شيفته گردد ، و چون زن نمود دهد همان فعل كند . و اصحاب خواصّ و تجربه گفتهاند چون صورت كودك خوب روى با فرّ و زيب بر كاغذى نگارند ، و مرد با زن جمع شود ، و آن زن در آن صورت نگاه كند ، چون فرزند آرد به همان قد و قامت باشد . و از اهل بغداد يكى حكايت كرد كه كنيزك ترك بخريدم ، و بچه از او نمىشد ، تا شبى بدانست كه مرا بچه مىبايد . به من گفت كه به نزد نقّاش شو و كودكى خوبروى [ بر ] پرده كشيدن و به نزد من آر ، چون بياوردم از ديوار خانه درآويخت ؛ و چون با او جمع مىشدم بدان صورت نگاه مىكرد تا آنكه آبستان شد و بچه بياورد . بچه به همان صورت و هيأت بود . چون بازدانستم قوم ايشان بدين طريق مىكردند . و در كتاب فلاحه آوردهاند چون كسى صورت اسبى نيك بنگارد و در پيش حوضى يا آخر كه اسب آب و علف در او خورد بياويزند ، چنانك اسب نر بر ماده جهد آن صورت را بيند ، چون ماديان كره بيارد به همان رنگ و شكل باشد . ( ) مردم كه ناخن بدان رسد در آماس مالند ، يا در گوشى كه ريم از او آيد بكند نيك شود ؛ و چون بر لب شكافته نهند درست گرداند ، و اگر بر زخم افعى مالند درست نافع باشد ؛ و اگر به وزن يك باقلى و مثل آن وج و در صوف سياه بندند ، و